كه اين اثر ظاهراً عاري از نفوذ عربي است احتمالاً بايد مربوط به دوره‌ٴ جواني آدلارد باشد، يعني‌ هنگامي كه او هنوز با حساب رومي سر و كار داشت‌. رساله‌ٴ قديم ديگري را شخصي به نام ويليام‌ نوشته كه بازدار روجر دوم‌، شاه سيسيل‌، بوده است‌، ولي فقط قطعاتي از آن به‌دست ما رسيده . اطلاعات بيشتري راجع به بازداري در باختر را مي‌توان از قانون شكار سانچوي حكيم‌1 (1180) به دست آورد.

مشروح‌ترين رساله را به فردريك دوم‌، امپراتور سلسله‌ٴ هوهنشتوفن مديونيم‌. اين فقط بهترين رساله در نوع خود نيست‌، بلكه از بهترين آثار جانورشناسي قرون وسطاست‌. در آن از نگهداري و تربيت بازها، هم از كالبدشناسي آنها گفتگو مي‌كند و حاوي تجربه‌هاي اصيل فراواني‌ است‌. مسلماً رساله‌ٴ فن شكار2 فردريك از برجسته‌ترين يادگارهاي تاريخي است كه ظهور نهايي‌ روح علمي را در قلمرو لاتيني ثابت مي‌كند. امپراتور با آثار قديمي‌تر كه خواه به‌لاتيني‌، يا عربي‌ و فارسي نوشته شده بود به‌خوبي آشنايي داشت‌. يكي از آنها را كه به‌زبان عربي بود، اخترشناس‌ و كاتب او تئودور انطاكي برايش ترجمه كرده بود. رساله‌هاي عربي و فارسي را دانيل كرمونائي‌ براي انزيو پسر فردريك به‌زبان فرانسه ترجمه كرد. پسر ديگرش مانفرد رساله‌ٴ فن شكار را تهذيب‌ كرد. رساله‌هايي هم به‌زبان پرونسي و كاتالاني داريم‌. ولو اين‌كه‌، اروپاي باختري اين ورزش را اول بار از طرق غيراسلامي شناخته باشد، احتمال زياد دارد كه علاقه بدان تاحدي ناچيز بوده‌، تا آن كه بر اثر تماس با مسلمانان به حد بسيار زيادي رسيد. از چه راه ديگري مي‌توان توسعه‌ٴ ناگهاني آثار مربوط بدان را در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم و در سده‌ٴ سيزدهم‌، توضيح داد؟
 پس از رساله‌ٴ فردريك‌، مهم‌ترين رساله را اندكي بعد دمتريوس پپاگومنوس به يوناني نوشت‌. در آن‌، مانند اغلب رساله‌هاي ديگر از اين نوع‌، توجه زياد به مراقبت از بازهايي شده بود كه‌ ناخوش يا ناراحت بودند. دمتريوس در اين زمينه به مشاهدات انگل‌شناسي جالبي پرداخت‌. سه‌ رساله‌ٴ يوناني ديگر هم ممكن است از همين ايام‌، باشد.
غير از بازنامه‌ها جالب‌ترين مطالب مربوط به شكار شرح مربوط به صيد شاه ماهي از توماس‌ كانتمپري‌، راجع به سگ دريايي و شير دريايي در دايرةالمعارف نروژي‌، و راجع به‌شكار نهنگ‌ دريايي (بالن‌) در رساله‌ٴ جانورشناسي آلبرت كبير است‌.
عجيب است كه هيچ نوشته‌ٴ لاتيني يا به‌زبان محلي راجع به ماهيگيري (برخلاف شكار كه در بالا اشاره شد) وجود ندارد.3 يك رساله‌ٴ يوناني را از نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌، مي‌شناسم كه‌ شرحي است بر منظومه‌ٴ اوپيان از يوآنس تزتزس است‌.


1. Sancho el Sabio
2. Ars venandi
3. C. H. Haskins,  "The Latin literature of sport", Speculum 2, pp. 235-252, 1927; "revised in Studies in mediaeval culture",1929; Isis, 14, p.434.